- تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 2:49
تقریبا ۴ ماه از آن روز میگذرد .... فصل سوم زندگیه من ... و حالا نگران ، غم زده اما امیدوار ... امیدوار ... امیدوار ...
تمام - تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 8:54
یک چیزی هست که اسمش تمام# است .. تمام# شدن یا تمام کردن ... شامل خیلی چیزها میشود ... حتی تحمل ....
درد - تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 8:54
نمی دانم ، شاید خدا از بین آن همه دعا فقط همان " دردش به جونم " را شنیده باشد .... تا باشد از این حال ها و درد ها ...
باغبان شده ام ... - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:01
جای پاهایت بذر پاشیده ام سبز می شوند گل می دهند و هرگز کسی نمی فهمد که جای پاهای مردی میان دو بطنِ قلب ، باغچه ایست که هر روز زنی به شمعدانی هایش آب میدهد ...